پاسخ به : پیامهایی از گذشته(جلسه دوم)

صفحه اصلی انجمن ها انجمن پرند آفتابگردان پیامهایی از گذشته(جلسه دوم) پاسخ به : پیامهایی از گذشته(جلسه دوم)

#5235
زینب خسروس
مشارکت کننده

امروز بعد از اینکه لباسشو تنش کردم خواستم دکمه های یقه ش رو ببندم ک نامرتب نباشه. کلافه شده بود و ثابت واینمیساد تا ببندمشون. منم عصبانی شدم. فقط میخواستم اون دکمه های لعنتی رو ببندم. وقتی شروع کرد به جیغ کشیدن یهو به خودم اومدم. دیدم دارم بهش پیام میدم که مرتب بودن تو، بیشتر از خودت برام ارزشمنده.

نیاز به مشاوره دارید؟
اسکرول به بالا