پاسخ به : احساس و نیاز(جلسه سوم)

صفحه اصلی انجمن ها انجمن پرند آفتابگردان احساس و نیاز(جلسه سوم) پاسخ به : احساس و نیاز(جلسه سوم)

#5556
الهام سلمانی
مشارکت کننده

امروز صبح دخترم بیشتر از همیشه خوابید. وقتی بیدار شد تو تخت گفت مامان حوصله ام سر رفته چکار کنم؟ مدل ذهنی ام چی گفت؟ الان شروع میکنه بریم مغازه بریم خونه مامان بزرگ ،بریم مهد ، بیا بامن بازی کنیم..
من چی میخواستم؟ به کارهای خونه برسم و روز خوبی رو با دخترم بگذرونم ، ارامش هم داشته باشم!
گفتم مامان چی میخوای چکار کنیم بنظرت؟ گفت نمیدونم ! گفتم من بگم قبل ازینکه تو بیدار شی داشتم چکار میکردم، من داشتم برنامه ریزی میکردم برا امروز و یکم از برنامم رو توضیح دادم.. گفت که میخواد اونم برای امروزش برنامه ریزی کنه! برنامه در نهایت چی شد؟ من چای بریزم اون برای من هم لقمه بگیره. گفت که دوست داره جارو و اب دادن به گلدون ها توی برنامه اون باشه! اولش فکر کردم خدایا بمن رحم کن ، ولی الان هم پذیرایی و اتاق خودش رو جارو کشیده. هم تراس رو مرتب کرده هم به گلدونها اب داده و مشغول خاله بازی است. چون من جارو از تو برنامم حذف شد قرار شد بعدازظهر باهم بریم بیرون چیزی که صبح که بیدار شدم براش وقت نداشتم. و نیاز اون بود. من فکر میکنم قبل ازینکه عمیق به دخترم گوش بدم باید عمیق به خودم گوش بدم و بدونم دقیقا از رابطه با دخترم چی میخوام و مطمئنم همینکه دوتا از کارهای مهم خونه رو انجام داد کلی حس مهم بودن هم میکند<!–/data/user/0/com.samsung.android.app.notes/files/share/clipdata_200910_142608_298.sdoc–>

نیاز به مشاوره دارید؟
اسکرول به بالا